چرا پایان دادن به سلطه ی غول های فناوری هر روز سخت تر می شود؟

غول های فناوری

این ضرب المثل قدیمی “رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود” نمی تواند با واقعیت رقابت نفس گیر شرکت های فناوری امریکایی همخوانی داشته باشد.  یا این باورعمومی که استارتاپ های کوچک و تازه نفس و خلاق تر قادر اند به تدریج رقبای بزرگتر و با پویایی کمتر را کنار بزنند. ممکن است که این قاعده ربع قرن قبل صادق بود. اما بر اساس تحقیقات دانشکده اقتصاد هاروارد، امروز دیگر شرکت های بزرگ فناوری در برابر تاثیرات ناتوان کننده ی پیری تسلیم نمی شوند. و از سوی دیگر، شرکت های کوچک در رسیدن به بلوغ و پختگی دچار مشکل هستند.

از اواسط دهه ۹۰ میلادی این مدل قدیمی شروع به در هم شکستن کرده است. به گفته ی استاد اقتصاد و حسابداری دانشکده دارتموث امریکا، شرکت‌های بزرگ تسلط خود را حفظ می‌کنند و این کار را از طریق افزایش هزینه‌های تحقیق و توسعه انجام می‌دهند. به نظر او محرک اصلی رشد و بهبود عملکرد یک شرکت، تحقیق و توسعه (research and development) است.

این برای سرمایه گذاران چه معنایی دارد؟

ایده سنتی این بود که هرچه شرکتها به مرحله بالغ تری از چرخه زندگی خود می رسند، پس از آن بیشتر وقت و انرژی خود را بر روی فرآیندهای استانداردسازی برای دستیابی به بهره وری عملیاتی بیشتر متمرکز می کنند و مقدار بیشتری از سود خود را به سهامداران واگذار می کنند. در نقطه مقابل استارتاپ ها به نظر می رسد که بر روی پویایی متمرکز شده اند و نه استاندارد شدن و انتظار نمی رود که در مدت زمان اندک به سودآوری برسند. زیرا تمرکزآنها بر روی رشد و رسیدن به محصول یا خدمات مورد نیاز بعدی است. و نیاز دارند تا بخش اعظم درآمد خود را معطوف به تحقیق و توسعه کنند.

این مدل، برتری شرکت ها در مراحل مختلف چرخه عمر آنها را به چالش می کشد تا توضیح دهد که چرا به طور مثال شرکت زیراکس با وجود اختراع اکثر فناوری های مورد استفاده در کامپیوترهای شخصی، امروز در زمره بزرگترین شرکت های کامپیوتری نیست. یا چرا کداک، مخترع دوربین دیجیتال در سال   ۲۰۱۲ ناچار به اعلان ورشکستگی شد. یا چرا شرکت نوکیا پیشگام اولیه گوشی های هوشمند، سهم بزرگی از بازار گوشی های هوشمند را به شرکت اپل و گوشی آیفون واگذار کرد.

با این حال طی ۲۵ سال گذشته این مدل بطور فزاینده ای سست وشکننده شده است. تفاوت بین ارزش متوسط بازار شرکت های بزرگ (با بیش از ۳۰ در صد سهم بازار سرمایه) و شرکت های کوچک (کمتر از ۳۰ درصد سهم بازار) در سال ۱۹۸۱ به ۳.۵ میلیارد دلار رسید. از آن سال تا اواسط دهه ۹۰ این فاصله بین ۰.۳ میلیارد و ۰.۶ میلیارد دلار باقی ماند. این شکاف بزرگ نه تنها به دلیل عملکرد قوی شرکت های بزرگ، بلکه به دلیل رکود در میان رقبای کوچکتر ایجاد شد.

 

غول های فناوری

تله سایز کوچک

این نامی است که نویسندگان برای توصیف مشکل اخیر شرکت های کوچک که در تلاش برای رشد و تبدیل شدن به شرکت های متوسط و بزرگ هستند، استفاده می کنند. قبل از سال ۲۰۰۰ حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد شرکت های کوچک قادر به رشد و تغییر ظرفیت بودند. اما این در صد تا سال ۲۰۱۷ به نصف کاهش یافت. در همین حال درصد شرکت های بزرگی که قادر به حفظ موقعیت خود بوده اند، از ۷۵ درصد تا قبل از سال ۲۰۰۰ به ۸۹ درصد در سالهای اخیر، افزایش یافته است.

مقایسه بر اساس سودآوری نیز نشان می دهد که شرکت های بزرگ همچنین شرکت های کوچکتر را با حاشیه های سود وسیع تر، کنار زده اند. اختلاف بازده داراییهای عملیاتی بین شرکت های بزرگ و کوچک در دهه ۹۰، ۱۵ درصد بود. از آن زمان، این شکاف به حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد رسیده است. از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷، هر دو بازده متوسط ​​دارایی های عملیاتی و حاشیه سود متوسط ​​برای بنگاه های کوچک منفی شد. از نظر ضرر سالانه، فقط ۱۰ تا ۱۵ درصد از شرکتهای بزرگ در سالهای اخیر سود منفی را گزارش کرده اند، در حالی که این مسئله در مورد رقبای کوچکتر ۶۰ تا ۶۵ درصد بوده است.

یکی از دلایل قابل توجه افزایش شکاف فزاینده بین شرکت های بزرگ و کوچک، فاصل رو به افزایش هزینه های تحقیق و توسعه بین این دو گروه است. این شکاف از کمتر از ۲۰ میلیون دلار در دهه ۸۰ به ۱۲۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۷ رسیده است. با هزینه متوسط ۳۳۰ میلیون دلاری شرکت های بزرگ در بخش تحقیق و توسعه در برابر هزینه متوسط ۶ میلیون دلاری شرکت های کوچک، به نظر می رسد که توانایی نوآوری در انحصار آنهایی است که می توانند بیشتر هزینه کنند.

آگوست 28, 2019

۰ پاسخ به "چرا پایان دادن به سلطه ی غول های فناوری هر روز سخت تر می شود؟"

ارسال یک پیام

کلیه حقوق این سایت متعلق به گروه نرم افزاری بامداد می باشد. آدرس: تهران، سهروردی شمالی، بالاتر از بهشتی پلاک 541 تلفن: 88522294-88522416